|

اعتقاد و بينش معماري
بناي مسجد در بردارنده رسالت ديني و اجتماعي است و در واقع همچون آينه اي است
كه شرايط اجتماعي عصر خود را منعكس مي كند . معماري مسجد به گونه اي مسير
تحولات و تغييرات ايجاد شده در شيوه زندگي جوامع مسلمان را نشان مي دهد ، و
نمايانگر عمق برداشت هاي فرهيختگان و سازندگان هر زمان از جوهره ذهنيت و ايمان
جامعه مسلمان معاصر آن است . از اين حيث بناي مسجد مي تواند جايگاه و درجه تمدن
و همچنين ميزان و ماهيت جهان بيني مسلمانان هر عصر را پيش چشم قرار دهد .
معماري مسجد افزون بر اينها بر اركان معرفتي ديانت اسلام تكيه دارد و به
پشتوانه همين معرفت است كه معمار بناي مسجد به ابعاد و درجات ذهني جامعه زمان
خود درك و بر آن احاطه پيدا مي كند و در مي يابد كه آنچه در بدو امر معماري
مسجد را توصيه مي كند ، اصالت موضوع و منطق وجودي آن است و نه صرفا زيبايي آن ،
كه در بعدي جداگانه در خور بحث و بررسي است . معماري مسجد ، علاوه بر اين از
نظم اجتماعي و محل استقرار خود الهام مي گيرد و تجسم اين نظم در كالبد ساختمان
مسجد به ابتكار و توانايي معمار طراح آن وابسته و نيازمند است .
نظم فكري گذشتگان و ديدگاه ها و نو آوري هاي آنها ، با گذر از لايه هاي نيروي
ابتكارات معماران عصر است كه در قالب مباني فكري جديد و امكانات فناوري هاي
زمان حال ريخته مي شود و نظم و نظامي تازه – و در نتيجه جلوه اي جديد – را به
منصه ظهور مي رساند . مفهوم و جوهره همين نظم و نظام تازه است كه خصلتي جاودانه
پيدا مي كند .
معماري مسجد بايد نيروي تعقل و خرد انسان سازنده و هوش و ذكاوت او را در قالب
هاي معمارانه بريزد ، به طوري كه بناي مسجد بتواند اعتلاي روح و سير عرفاني به
سوي كمال و ظرافت و خشوع عبادي را در عمق وجود انسان مسلمان پرورش دهد .
معماري مسجد اگر بخواهد به عنوان اثر هنري مطرح شود ، بايد بتواند عصاره انواع
مفاهيم هنر را كه در ذهنيت بشري متبلور است در خود جمع سازد و آنها را ارائه
كند.
در معماري مسجد گذشته و حال و آينده ، با زندگي و فرهنگ جامعه يگانه مي گردد و
جوهره آن به طور همزمان در بعد تمامي اين جنبه ها صورت وقوع پيدا مي كند و
متجلي مي شود .
اساسا معماريي كه با جلوه هاي فرهنگي جامعه هم رويداد نباشد ، وجود ندارد و
معماري زمان حال تنها وقتي وجود پيدا مي كند كه مجموعه برداشت هاي ما از معماري
گذشته و شمايي از آينده را در خود جمع داشته باشد .
در فرهنگ و همزيستي و هم رويدادي جلوه هاي ماندگار معماري گذشته ، ما حق نداريم
در قالب هاي شناخت و معرفت امروزي خود آنها را صرفا متعلق به گذشته بدانيم ،
چرا كه اين جلوه ها همه به امروز نيز تعلق دارند چنانكه مجموعه ي آثار گذشته و
حال ، خود نيز جملگي به آينده تعلق خواهند داشت .
تاثيرات آنچه كه در حيات واقعي ساختمان هاي مساجد اتفاق افتاده ، بسيار شگفت
آور است و گاه به عنوان تجربه هايي بسيار غني و عبرت آموز در زندگي انسان هاي
نسل هاي بعد نيز جريان پيدا مي كند . نسل هايي كه در دوران كوتاه عمرشان ، در
هر برهه از زمان ، و بر هر كشور و شهر و نقطه اي از كره زمين كه باشد ، بر
يگانگي و هم رويدادي جلوه هاي گذشته و حال و آينده معماري مسجد صحه مي گذارند.
و انسان خردورز هر دوره ضمن آنكه مدعي است در حال زندگي مي كند ، اغلب با
كنجكاوي و حيرت ، در هنگامه اين آميختگي و همواره در كانون شگفتي هاي آن
ايستاده است .
با تعبير پيش گفته ، به سهولت مي توان به اين نتيجه رسيد كه نبض عنصر ماندگار و
زنده فرهنگ و معماري گذشته ، در عصر ما نيز تحرك و تپش دارد و چشم اندازهاي حال
و آينده زندگي ما را جذاب تر و با شكوه تر و پر شوكت تر مي كند .
با توجه به مباحث مذكور در پاسخ به اين پرسش كه ار نظر فرهنگي ، معماري گذشته و
حال كداميك ارجحيت دارد ، مي توان به اين نكته دست يافت كه اين ابعاد و ويژگي ،
ملاك و معيار سنجش ندارند و به عبارت بهتر سنجش ناپذيرند ، چرا كه يگانه اند .
شايد از همين روست كه گفته شده است : لازمه برخورداري ، حضور توامان در جلوه
هاي گذشته و حال آنست و باز از همين روست كه معماري به طور اعم – و معماري مسجد
به طور اخص – بايد با ياد و خاطره رفتگان فرهيخته و رويكردي صميمي و آشنا با
آيندگاني كه در راه اند شكل گيرد . بدين معنا معمار بناي مسجد در عرصه اينكار
در انچه كه شده و آنچه كه خواهد شد يكجا دخالت خواهد داشت .
معمار امروز مي تواند در ساخت و ساز نسل هاي آينده حضور داشته باشد ، و براي
درك . تعمق آثار گذشته نيز قادر نيست آنگونه كه بايد خود را در شرايط آن زمان
قرار دهد . بنابراين در تلاش ذهني پر شور خود ، تنها با نوعي هم رويداد كردن
گذشته و آينده ، با زمان حال است كه مي تواند به پاسخ هاي آرماني طرح خود نزديك
شود .
پايه گذاران اصول معماري ساختمان مذهبي در واقع چæنان پيامبران هستند ، و نوابغ
هنري تنها با اتصال و اتكا و مباني عبادي و اÏياني پيامبران ، موفق به آفرينش
آثار بديع و افتخار آميز در اين زمينه شده اند . چنين آثاري به واقع در طريق
رهايي از تاريكي ها و ميل به شفافيت ها و تابش انوار ايماني به طور موثر ايفاي
نقش كرده اند . از اين رو در معماري مسجد استاد سازنده شخصيتي است كه بيش از
همه دل در گرو " او " ( لا اله الا هو ) داشته باشد .
|